چکیده:
در یک تعریف، تلفیق آمیختهای از آرای مجتهدان است که مطابق نظر هیچ کدام از آنان نباشد. این کار، چه بسا به هدف تسهیل در انجام تکالیف دینی انجام میگیرد و از این حیث؛ «تیسیر» به عنوان یک مبنا در شریعت اسلامی و تحت قواعدی چون «رفع حرج» و «قاعده یُسر» اشتراکاتی دارد. امّا از طرف دیگر گاه ممکن است تلفیق به هدف رفع تکلیف از مکلف انجام شده یا عملاً به این امر منجر شود.
برخی از فقیهان و اصولیان معتقدند که تلفیق فتوی در حالت ضرورت، به سبب گشایش و رفع حرجی که برای مکلف دارد جایز است. برخی دیگر دایره استفاده از تلفیق را وسیعتر دانسته و استفاده از آن را به هنگام حاجت ـ ونه ضرورت ـ هم جایز دانستهاند. مستند این حکم هم تیسیر و رفع مشقتی است که در مورد مکلف وجود دارد. به نظر میرسد تلفیق و تیسیر رابطه عموم و خصوص منوجه دارند زیرا هر تلفیقی لزوماً تیسیر نیست و هر تیسیری لزوماً تلفیق نیست، گرچه در مقام عمل و به ویژه در فتاوی معاصر اکثر تلفیق ها متضمن تیسیر است.
کلیدواژهها: تلفیق، تیسیر، فتوی، عُسر و حرج، مشقت
]]>چکیده:
مسئلهی انسداد یا انفتاح باب اجتهاد از مسائل مهم فقه اهلسنّت به شمار میرود. این مسئله از پرسشهای دیرین و پردامنهای است که در گذر تاریخ جریان داشته و هر یک از دو دیدگاه انسداد و انفتاح، طرفداران خاص خویش را یافته است. گروهی از فقیهان متقدّم و متاخّر اهلسنّت به انسداد گرویدهاند و بیشترین معاصران نیز این دیدگاه را پذیرفته و تحقق شرایط اجتهاد را در زمان معاصر غیرممکن دانستهاند. طرفداران نظریهی انسداد دربارهی مفهوم انسداد و محدودهی زمانی آن وحدت نظر ندارند. بررسی آرای اصولیان متقدّم و معاصر اهلسنّت نشان میدهد که زمینههای انسداد باب اجتهاد عبارتاند از: ۱)مدعیان کاذب اجتهاد، ۲)ظهور احزاب و فرق متعدد، ۳)ظهور انشعاب و تفرق در بین مجتهدان، ۴)عوامل سیاسی، ۵)انتظام روش و آرای اجتهادی، ۶)تقیه در اظهار اجتهاد، ۷)گرایش به تقلید. آنان همچنین ادلهای را برای انسداد باب اجتهاد ذکر کردهاند که میتوان آنها را در شش مورد دستهبندی کرد: ۱)سد ذرایع، ۲)انتشار و تدوین مذاهب اربعه، ۳)اجماع محققان، ۴)عدم امکان تحقق شرایط اجتهاد در متاخران، ۵) عدم امکان تصحیح حدیث در زمان متاخران، ۶)مسئله خالی بودن زمان از مجتهد. عدهای از فقیهان متقدم و متاخر نظریه انسداد را نپذیرفته و به جواز و حتی وجوب اجتهاد بر واجدان شرایط و امکان تحقق شرایط آن نظر دادهاند. در این میان، بیشترین تلاشها برای اثبات انفتاح از سوی متاخران سدهی اخیر صورت گرفته است. نوشتهی حاضر به واکاوی سیر آرا و اندیشهها از رهگذر مطالعهی تطبیقی پرداخته و با نقد و تحلیل به این نتیجه رسیده است که از میان نظریههای پیشگفتهی آنچه در زمان معاصر منطقیتر و درستتر مینماید انفتاح باب اجتهاد و امکان تحقق شرایط آن است.
کلیدواژهها: اجتهاد معاصر، فقه اهلسنّت، انسداد، انفتاح
]]>